تا سال آینده

تا سال آینده

بیش از هر چیز این نوشتار برای ایجاد پایبندی در من برای استمرار و داشتن برنامه برای وبلاگ نویسی است.

نه آن‌که وبلاگ نویسی در همان ابتدا بتواند تحولی در من ایجاد کند، اما همان‌طور که گفتم به نظر می‌تواند آینه‌ای شود که خودم را در آن ببینم (مواردی همچون شیوه نوشتم، آنچه به آن‌ها می‌اندیشم، دغدغه‌هایم و …).

مدنظرم دارم در این خانه، هر حداقل ۷ تا ۱۰ روز یک‌بار نوشتاری منتشر کنم. به بیانی دیگر در انتها سال اول وبلاگ نویسی‌ام، حداقل ۳۶ تا ۴۸ نوشتار بر روی این وبلاگ منتشر کرده‌ام.

البته از خودم انتظار دارم فعال‌تر از آنچه گفتم به فعالیت بپردازم، اما این حداقلی است که مدنظرم است که انجام بدهم.

یکی دیگر از موضوعاتی که در وبلاگ نویسی فکر می‌کنم مطرح می‌شود، موضوع وبلاگ است. به این مفهوم که ۸۰% نوشتارهای وبلاگ حول یک مفهوم هستند و ۲۰% نیز نوشتارهای آزاد هستند (اگر بتوان چنین نامی بر آن‌ها نهاد).

برای سال اول وبلاگ نویسی‌ام، مدنظر دارم از فرمی که بیان کردم، بهره نبرم. می‌خواهم سال اول را به در و دیوار وبلاگ نویسی خورم. برایم تفاوتی نمی‌کند نوشتارم پیرامون چه موضوع و مفهومی است، تنها می‌خواهم در این خانه بنویسم.

البته این به آن مفهوم نیست که کیفیت را فراموش کنم و اینجا را به یک زباله‌دانی تبدیل کنم، اما از فرمی هم که بیان کردم، بهره نخواهم برد (البته اگر این خانه زباله‌دانی هم شود، امیدوارم این مورد را آگاهانه بدانم. حداقل بر سَر دَر خانه خواهم زد به زباله‌دانی علیرضا اسمی خانی خوش‌آمدید).

● پس از یک سال وبلاگ نویسی، به نظرم دو حالت برای من محتمل است

● به پراکنده نویسی‌ام ادامه بدهم (بهتر است بگویم، آزاد نویسی‌ام).

یا آن‌که زیر دامنه‌ای ایجاد کنم و در یک حوزه مشخص، در آن زیر دامنه، وبلاگ نویسی کنم (و این وبلاگ مسیر خودش را ادامه می‌دهد).

البته حالت اول برایم عزیزتر است.

دوست دارم اگر موردی می‌دانم (هرچند که بتوانم به‌صورت تخصصی برای آن حوزه نوشتارهایی خلق کنم), در همین خانه بنویسم.

یا شاید هم وب‌سایتی به‌صورت کاملاً مستقل و با نامی متفاوت بزنم و در آن به‌صورت تخصصی شروع به فعالیت کنم.

بگذریم. یک سال در اینجا مهمان خودم هستم و بروم برای خودمان قهوه بریزم تا در کنار مهمانم بنشینم.

پی‌نوشت یک: من چای سیاه نمی‌نوشتم، می‌گویند برای جسم خشکی می‌آورد (جالب است بدانید نمی‌دانم خشکی برای جسم یعنی چه؛ ولی این را می‌دانم درنهایت جسم و ذهن من با یکدیگر رابطه دارند:). پیشنهاد جایگزین من چای سفید و سبز یا قهوه است و البته ترجیحاً بدون کافیین که معتاد نشویم).

پی‌نوشت دو: امروز با حمید طهماسبی پیرامون وبلاگ نویسی سخن می‌گفتیم. توصیه او به من، “خودم بودن” است. به این مفهوم که اگر من را دیدید، به همین شکل فکر کنم و حرف زنم و … .

به‌شخصه سعی خودم را می‌کنم در روندی بیشتر به “خودی” برسم. به‌اصطلاح من تازه مهمان این خانه شده‌ام و “یخم باز نشده” :).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.